آنکه عبرت اندوزد، بینا شود و آنکه بینا شود، دریابد و آنکه دریابد، بداند . [امام علی علیه السلام] انتظارفرج - طبیب عشق....
سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک
 انتظارفرج - طبیب عشق....

انتظارفرج4

شنبه 87 آذر 23 ساعت 6:29 عصر

پرسش : حقیقت انتظار فرج چیست؟
پاسخ : اندیشه پیروزى نهایى نیروى حقّ وصلح وعدالت، بر نیروى باطل وستیز وظلم، استقرار کامل وهمه جانبه ارزش‏هاى انسانى، تشکیل مدینه فاضله وجامعه ایده‏آل وبالاخره اجراى این ایده عمومى وانسانى به وسیله شخصى مقدس وعالى‏قدر که در روایات اسلامى از او به عنوان «مهدى» نام برده شده است، اندیشه‏اى است که کم وبیش همه فِرق ومذاهب اسلامى -با اختلافاتى- بدان مؤمن ومعتقدند.
این اندیشه بیش از هر چیز مشتمل بر عنصر خوشبینى نسبت به جریان کلّى نظام طبیعت وسیر تکامل تاریخ واطمینان به آینده وطرد عنصر بدبینى نسبت به پایان کار بشر است (که طبق بسیارى از نظریه‏ها وفرضیه‏هاى غیر اسلامى، پایان نظام طبیعت، تاریک وابتر است).
امید وآرزوى تحقق این نوید کلّى جهانى انسانى، در زبان روایات اسلامى «انتظار فرج» خوانده شده است.

پرسش : آیا مکاتب فلسفى نیز انتظار فرج را امرى ارزشى مى‏دانند؟
پاسخ : انتظار ظهور منجى در آخرالزمان ونجات بشر از وضعیت موجود، اختصاص به اسلام وحتّى ادیان آسمانى ندارد، بلکه مکاتب فلسفى غیردینى ومادّى نیز معتقد به این نظریه مى‏باشند.
راسل مى‏گوید: «انتظار منجى واعتقاد به ظهور نجات‏بخش در آخرالزمان اختصاص به ادیان آسمانى ندارد، بلکه مکاتب غیردینى ومادّى نیز در انتظار ظهور منجى براى جامعه بشریّت وگسترش دهنده عدل وداد به سر مى‏برند».


نوشته شده توسط : آسمون

دل نوشته ها [ نظر]


انتظر فرج3

شنبه 87 شهریور 2 ساعت 11:30 صبح

پرسش : عنصر انتظار چگونه در آمادگى نظامى منتظران تأثیر دارد؟
پاسخ : انتظار، نخست یک آرمان وعقیده است وسپس در عمل وعینیت آشکار مى‏گردد وانسان منتظر به مرزبانى وپاسدارى از حوزه جغرافیایى وفرهنگى وایدئولوژى خود وهمکیشان وهم‏مسلکان خویش مى‏پردازد وهمواره در موضع دیده‏بانى است وهوشیارانه وتیزنگرانه به افق‏هاى دور ونزدیک مى‏نگرد وهر تحرّک وتحول ونقل وانتقالى را در اردوگاه‏هاى دشمن زیر نظر مى‏گیرد ودر سنگر دفاع ایدئولوژیکى وزمینى وجغرافیایى، دشمن را از پیشروى باز مى‏دارد، ودر صورت فراهم بودن زمینه به تهاجم نیز دست مى‏یازد.
این است که جامعه منتظر همواره به آمادگى نظامى ودفاعى فرا خوانده شده است وتهیه ابزار جنگ وقدرت از هر مقوله وبا هر کیفیت، تکلیف گشته است. فقها در کتاب جهاد بحثى را تحت عنوان «مرابطه» و«رباط» ذکر کرده‏اند، به این معنا که مؤمنان در مرزها اقامت گزینند وآمادگى کامل داشته باشند تا در هنگام حمله وتهاجم ناگهانى دشمن، دفاع کنند وکشور را نجات دهند.
معناى دیگر مرابطه ورباط، پیوند ورابطه با امام ودر خدمت امام زیستن ومرزبان دستورها وخواسته‏هاى امام بودن است. به این معنا که جامعه مؤمنان با امام خویش ارتباط برقرار کنند وبه ریسمان ولایت امام چنگ زنند وبا او هم پیمان شوند وبه یارى امام متعهد گردند. این قسم از «مرابطه» بر هر فرد واجب عینى است، نیابت بردار نیست، وپایه‏اى از پایه‏هاى ایمان است وعملى بدون آن پذیرفته نمى‏شود.( مکیال المکارم، ج 2، ص 425.)
امام صادق (ع) در تفسیر آیه: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصابِرُوا وَرابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»، فرمود: «اصبروا على المصآئب وصابروا على الفرآئض ورابطوا على الأئمّة:»( سوره آل عمران، آیه 200.)؛
«در برابر مشکلات شکیبایى ورزید ودر انجام تکلیف‏ها ومسئولیت‏ها پایدارباشید، وبا امامان رابطه برقرار کنید.»( تفسیر على بن ابراهیم، ج 1، ص 129.)
ودر روایتى دیگر از امام صادق (ع) آمده است که «رابطوا» به معناى حضور نزد امام است.( الغیبة، نعمانى، ص 199.)

پرسش : عنصر صبر در تحقّق انتظار تا چه مقدار مؤثّر است؟
پاسخ : روح وجوهر اصلى انتظار، مقاومت وصبر است. کسى که منتظر تحقق یافتن هدف آرمانى است باید تا فرا رسیدن زمان پیدایى هدف وشکل گرفتن آرمان، پایدارى وشکیبایى کند وتاب وتوان از دست ندهد، وهر ناملایمى را در آن با بردبارى بپذیرد، وچون صبر وپایدارى را از دست داد وبى‏شکیب گردید وتاب وتوان بر زمین نهاد، انتظار نیز از دست داده است؛ زیرا که پایدارى وصبر، تحقق‏بخش جوهر انتظار است. لذا در احادیث از انتظار فرج همراه با صبر سخن گفته‏اند.
امام رضا (ع) فرمود: «ما أحسن الصبر وانتظار الفرج...»؛ «چه نیکو است شکیبایى وانتظار فرج.»( بحارالأنوار، ج 52، ص 129، ح 23.)
براى ظهور، وقت تعیین نشده است وهمواره وقوع آن را «امرى ناگهانى» توصیف کرده‏اند ولذا باید انتظار لحظه به لحظه باشد.


نوشته شده توسط : آسمون

دل نوشته ها [ نظر]


انتظار فرج2

یکشنبه 87 مرداد 27 ساعت 8:24 صبح

پرسش : عناصر تشکیل دهنده انتظار چیست؟
پاسخ : انتظار ظهور منجى هیچ گاه به حقیقت نمى‏پیوندد مگر در صورتى که سه عنصر اساسى در آن محقّق گردد:
1 - عنصر عقیدتى: شخص منتظر باید ایمان راسخى به حتمى بودن ظهور منجى ونجات‏بخشى او داشته باشد.
2 - عنصر نفسانى: زیرا شخص منتظر باید در حالت آمادگى دائمى به سر ببرد.
3 - عنصر عملى وسلوکى: شخص منتظر باید به قدر استطاعت خود در سلوک ورفتارش زمینه‏هاى اجتماعى وفردى را براى ظهور منجى فراهم نماید.
با نبود هر یک از این سه عنصر اساسى، انتظار حقیقتاً معنا پیدا نمى‏کند.

پرسش : چه نوع انتظارى راجح است؟
پاسخ : انتظار فرج بر دو گونه است:
1 - انتظارى که سازنده است، تحّرک بخش است، تعهّدآور است، عبادت بلکه با فضیلت‏ترین عبادات است.
از مجموعه آیات وروایات اسلامى استفاده مى‏شود که ظهور مهدى موعود (ع) حلقه‏اى است از حلقات مبارزه اهل حق واهل باطل که به پیروزى نهایى اهل حق منتهى مى‏شود. سهیم بودن یک فرد در این سعادت موقوف به این است که آن فرد عملاً در گروه اهل حقّ باشد. امامان ورهبران معصوم الهى به طور روشن وصریح با ارائه تصویرى مناسب از انتظار، روى برداشت درست وصحیح از مفهوم آن تکیه داشته‏اند وانتظار را از مقوله عمل به حساب آورده‏اند، ولذا پیامبر (ص) مى‏فرماید: «أفضل أعمال أُمّتى انتظار الفرج»؛ «افضل اعمال امت من انتظار فرج است.»( کمال الدین، ص 644، ح 3.)
ونیز در روایتى دیگر از امام صادق (ع) مى‏خوانیم: «أفضل الأعمال انتظار الفرج من اللَّه»؛ «بزرگ‏ترین اعمال انتظار فرج از خداست.»( بحارالأنوار، ج 75، ص 208، ح 77.)
اهمیت آمادگى وزمینه‏سازى را مى‏توان در پیام امام صادق (ع) یافت که فرمود: «لیعدنّ أحدکم لخروج القآئم ولو سهماً»؛ «باید هرکدام از شما براى خروج قائم آمادگى پیدا کند اگرچه با تهیه کردن یک تیر باشد.»( بحارالأنوار، ج 52، ص 366، ح 146.)
2 - انتظارى که ویرانگر است، بازدارنده است، فلج کننده است ونوعى اباحى‏گرى است. برداشت قشرى مردم از مهدویت وقیام وانقلاب مهدى (ع) این است که صرفاً ماهیت انفجارى دارد. فقط وفقط از گسترش واشاعه ورواج ظلم‏ها وتبعیض‏ها واختناق‏ها وحق‏کشى‏ها ناشى مى‏شود، آن گاه که صلاح به نقطه صفر برسد و حقّ وحقیقت هیچ طرفدارى نداشته باشد.
این نوع برداشت، از آن جهت که با اصلاحات مخالف است وفسادها وتباهى‏ها را به عنوان مقدمه یک انفجار مقدّس وموجّه مى‏شمارد، باید «شبه دیالکتیکى» خوانده شود، با این تفاوت که در تفکر دیالکتیکى با اصلاحات از آن جهت مخالفت مى‏شود وتشدید نابسامانى‏ها از آن جهت داده مى‏شود که شکاف وسیع‏تر شود و مبارزه پیگیرتر وداغ‏تر گردد. ولى این تفکّر عامیانه فاقد این مزیّت است، فقط به فساد وتباهى فتوا مى‏دهد که خود به خود منجرّ به نتیجه مطلوب بشود.
این نوع برداشت از ظهور وقیام مهدى موعود، واین نوع انتظار فرج که منجرّ به نوعى تعطیل در حدود ومقرّرات اسلامى مى‏شود ونوعى اباحى‏گرى باید شمرده شود به هیچ وجه با موازین اسلامى وقرآنى وفق نمى‏دهد.

پرسش : انتظار، چه تأثیرى در بعد اجتماعى دارد؟
پاسخ : انتظار در ابعاد گوناگون حیات انسانى آثار ژرف مى‏گذارد، وبیشترین اثرگذارى آن در بعد تعهدها ومسئولیّت‏هاى اجتماعى واحساس دیگرخواهى واحسان دوستى عینیت مى‏یابد؛ زیرا که در مفهوم انتظار، انسان‏گرایى نهفته است. انسان منتظر پیوندى ناگسستنى با هدف‏ها وآرمان‏هاى امام منتظَر وموعود خود دارد ودر آن راستا گام بر مى‏دارد وهمسان وهمسوى آن اهداف وآرمان‏ها حرکت مى‏کند وهمه جهت‏گیرى‏ها وگرایش‏ها وگزینش‏هایش در آن چارچوب قرار مى‏گیرد. امام موعود، غمگسار راستین غمزدگان ویار ویاور واقعى مظلومان وحامى حقیقى مستضعفان است.
پس جامعه منتظر وانسان‏هاى داراى خصلت انتظار باید در زمینه خواست‏ها وهدف‏هاى امامشان عمل کنند وبه یارى انسان‏هاى مظلوم ومحروم بشتابند ودل آزردگان را مرهم نهند ودشوارى‏ها ومشکلات مردم را تا حدّ توان، طبق خواسته ورضاى امامشان برطرف سازند. واگر چنین شد در قلمروجامعه منتظر، محروم وتهیدست وبیمار بى درمان ودلتنگ وافسرده واندوهگین وگرفتار باقى نخواهد ماند.
شاید یکى از معانى برخى از احادیث درباره انتظار فرج که گفته‏اند: «انتظار فرج خود فرج است» همین معنا باشد که جامعه منتظر اگر انتظارى راستین وصادقانه داشته باشد دست‏کم در حوزه خود، مشکلات ونابسامانى‏هاى مردم را برطرف مى‏کند وخواسته‏ها وآرمان‏هاى امام موعود را در محیط خویش تحقق مى‏بخشد؛ لذا امام رضا (ع) فرمود: «... انتظار الفرج من الفرج»؛ «...انتظار فرج جزء فرج است.»( بحارالأنوار، ج 52، ص 131، ح 29.)

نوشته شده توسط : آسمون

دل نوشته ها [ نظر]


انتظار فرج

چهارشنبه 87 مرداد 23 ساعت 10:51 صبح

 انتظار، کیفیتى روحى است که موجب به وجود آمدن حالت آمادگى است براى آنچه انتظار دارند، وضدّ آن یأس وناامیدى است. هر چه انتظار بیشتر باشد آمادگى بیشتر است. اگر انسان، مسافرى داشته باشد که چشم به راه آمدن او است، هر چه زمان رسیدن او نزدیک‏تر گردد آمادگى براى آمدنش فزونى مى‏یابد. حالت انتظار، گاهى به پایه‏اى مى‏رسد که خواب را از چشم مى‏گیرد، چنان که درجات انتظار از این نظر تفاوت مى‏کند، همچنین از نظر حبّ ودوستى نسبت به آنچه را انتظار دارد تفاوت دارد. هر چه عشق به «منتظر» افزون باشد آمادگى براى فرا رسیدن محبوب افزون مى‏گردد ودیر آمدن وفراق محبوب دردناک مى‏گردد، تا بدانجا که انسان منتظر از خود بى‏خود مى‏شود ودردها وسختى‏هاى دردآور ومشکلات سخت خود را در راه محبوب حس نمى‏کند.

پرسش : انتظار چه ویژگى‏هاى خاصى دارد؟
پاسخ : انتظار، در درجه نخست ویژه حیات وزندگى است. ماهیّت زندگى انسان با انتظار وامید به آینده عجین شده است به گونه‏اى که بدون انتظار، زندگى مفهومى ندارد وشور ونشاط لازم براى تداوم آن در کار نیست. حیات حاضر وکنونى ظرف پویایى، تلاش وحرکت به سوى فردا وفرداهاست، واین چنین پویایى وحرکتى بدون عنصر «انتظار» ممکن نیست؛ زیرا احتمال معقول بقا وپایدارى وامید به تداوم حیات است که به زندگى کنونى معنا ومفهوم مى‏بخشد، وپویایى ونیروى لازم براى ادامه آن را تأمین مى‏کند. از این رو است که ماهیّت زندگى با انتظار پیوستگى ناگسستنى دارد.
هر انسان زنده‏اى که در انتظارهاى خویش، به تداوم حیات مى‏اندیشد وبقاى خویش را انتظار دارد، تمام حرکت وسکون خود را در راستاى این انتظار ودر جهت متناسب با تداوم حیات قرار مى‏دهد.
ولذا در روایات اسلامى مى‏بینیم که انتظار فرج از افضل اعمال امت پیامبر شمرده شده است. یعنى ویژگى انتظار در عمل در راه رسیدن به حیات است. شاید یکى از علل این گونه آموزش‏ها این بوده است که پیروان امام مهدى (ع) بکوشند تا خود را به امامشان نزدیک کنند ومانند او بیندیشند وامت با امام در انتظار به سر برند، زیرا امام نیز در انتظار ظهور خود به سر مى‏برد.
در حالت انتظار، بهترین شیوه پیوند وهمسویى وهمدلى با امام نهفته است، وغفلت از انتظار ومعناى صحیح آن باعث بى‏خبرى وبى‏احساسى نسبت به سوزها وشورهاى امام موعود است. شاید در دوران غیبت، انتظار راستین براى فرج، یعنى حضور امام در جامعه انسانى، نخستین راه بیعت وهم‏پیمانى با امام موعود باشد؛ زیرا انتظار حضور در متن جریان‏ها وحوادث پیش از ظهور است ومایه یادآورى هدف‏ها وآرمان‏هاى امام موعود وزمینه آگاهى وهوشیارى همیشگى است. ودر حال انتظار نبودن به معناى غفلت وبى‏خبرى وبى‏احساسى وبى‏تفاوتى نسبت به حوادث پیش از ظهور واصل ظهور است.
جامعه منتظر، هر حادثه‏اى هر چند عظیم وویرانگر، وهر عاملى هر چند بازدارنده ویأس آفرین، او را از تحقق هدف‏هاى مورد انتظار مأیوس نمى‏کند ودر راه آن هدف‏ها از پویایى وتلاش باز نمى‏ایستد، وهمواره به امام خود اقتدا مى‏کند.
امامى که در برابر مشکلات شکننده وحوادث کوبنده قرن‏ها وعصرها استوار ونستوه ایستاده است وذره‏اى در اصالت راه وکار خود تردید نکرده است.
حضرت مهدى (ع) فرمود: «...لأنّ اللَّه معنا ولا فاقة بنا إلى غیره، والحق معنا فلن یوحشنا من قعد عنّا»؛ «...چون خدا با ما است، نیازى به دیگرى نیست، حقّانیت با ما مى‏باشد و کناره‏گیرى عده‏اى از ما هرگز سبب وحشت ما نخواهد شد.»( الغیبة، طوسى، ص 285، ح 245 ؛ احتجاج، ج 2، ص 278 ؛ بحارالأنوار، ج 53، ص 178، ح 9.)
آرى! امام مهدى (ع) در چنین انتظارى به سر مى‏برد وبا چنین ایمانى در این شب یلداى زندگى، استوار وتزلزل‏ناپذیر ایستاده است وجامعه «منتظر» وامت چشم به راه نیز باید این ویژگى‏ها را در امام موعود و«منتظر» خویش، نیک بشناسد، وتا حدّ امکان مانند خود او در انتظار باشد.


نوشته شده توسط : آسمون

دل نوشته ها [ نظر]