[ و فرمود : ] اگر بدين شمشيرم بر بينى مرد با ايمان زنم که مرا دشمن گيرد ، نگيرد ، و اگر همه جهان را بر منافق ريزم تا مرا دوست دارد ، نپذيرد ، و اين از آن است که قضا جارى گشت و بر زبان پيامبر امّى گذشت که فرمود : اى على مؤمن تو را دشمن نگيرد و منافق دوستى تو نپذيرد . [نهج البلاغه]

پرسش : آيا عقيده مهدويت مورد اجماع مسلمين است؟
پاسخ : عقيده به مهدويت از عقايدى است که مسلمانان با اختلافات مذهبى که دارند بر آن اتفاق دارند، وهرگز به مذهب خاصى اختصاص ندارد، زيرا جميع شيعه اماميه، زيديه، مالکىها، حنفىها، شافعىها، حنبلىها ووهابيان بر اين مسأله اتفاق نظر دارند که شخصى از عترت پيامبر اکرم (ص) قيام کرده وزمين را پر از عدل وداد خواهد کرد، آن گونه که پر از ظلم وجور شده باشد.
جماعتى از علماى اهل سنّت تصريح کردهاند که اين عقيده مورد اتفاق مسلمين است وحتى برخى از فقهاى اهل سنّت به وجوب قتل منکر آن فتوا دادهاند.
احمد امين مصرى با آنکه منکر اصل مهدويت است، ولى اين عقيده را از عقايد مسلّم اهل سنّت مىشمارد که به آن ايمان دارند.( المهدى و المهدوية، ص 110.)
پرسش : آيا مىتوان به مضمون حديث غير متواتر اعتقاد پيدا نمود؟
پاسخ : اهل سنّت، از آنجا که موضوع ظهور حضرت مهدى (ع) را از جمله خبرهايى مىدانند که پيامبر اکرم (ص) به آن بشارت داده است، لذا به جهت وجود روايات صحيحالسند در اين موضوع، اعتقاد وايمان به آن را واجب مىدانند، گر چه -بر فرض- روآيات در حدّ تواتر نباشد.
حمود بن عبداللَّه تويجرى مىگويد: «هر چه به طريق صحيح از پيامبر اکرم (ص) به آن خبر داده شده، ايمان به آن بر هر مسلمانى واجب است، زيرا در راستاى اعتراف وشهادت به رسالت اوست...». آن گاه تويجرى از احمد بن حنبل وموفق ابومحمّد مقدسى نيز همين ادعا را نقل مىکند.( اتحاف الجماعة، ج 1، ص ۶.)
او در جاى ديگر مىگويد: «در ايمان به خبرهاى غيبى تواتر شرط نيست... بلکه هر خبر غيبى که به سند صحيح از رسولخدا (ص) ثابت شده ايمان به آن واجب است، خواه آن خبر متواتر باشد يا واحد، واين قول اهل سنّت وجماعت است...». آن گاه براى مدعاى خود به آيه نبأ تمسک کرده است.( همان، ص 7.)
دکتر محمد احمد اسماعيل مقدّم مىگويد: «هر حديثى که به طور صحيح از رسول خدا (ص) رسيده ايمان به آن بر هر مسلمانى واجب است، واين از لوازم شهادت به نبوت ورسالت پيامبر اسلام است...».( المهدى و فقه اشراط الساعة، ص 2۴ù23.)
پرسش : حکم منکر حضرت مهدى(ع) وظهور او، در نزد اهل سنّت چيست؟
پاسخ : برخى از علماى اهل سنّت ايمان به خروج حضرت مهدى (ع) را واجب دانسته وبرخى ديگر منکر آن را کافر به حساب آوردهاند:
احمد بن محمّد بن صديق مىگويد: «ايمان به خروج مهدى واجب، واعتقاد به ظهور او به جهت تصديق پيامبر (ص) حتمى وثابت است...».( ابراز الوهم المکنون، ص ۴33.)
همين تعبير از سفارينى حنبلى، ناصرالدين البانى، عبدالمحسن بن حمد( الاذاعة، ص 1۴۶.)( مجله التمدن الاسلامى، شماره 22، ص ۶۴3.)
العبّاد، نيز رسيده است.( مجله الجماعة الاسلامية، شماره 3.)
فقيه شافعى ابن حجر تصريح کرده که انکار مهدى اگر موجب انکار سنت از اصل واساس گردد، سبب کفر مىشود، وهر کس چنين کند قتلش واجب است. واگر انکار، تنها به جهت عناد ودشمنى با ائمه اسلام است نه سنت، لازم است که او را تعزير آشکار واهانت نمود تا دست از اين کار بردارد...».( البرهان، ص 178.)
احمد بن محمد بن صديق غمارى ازهرى در رابطه با احاديث مهدويت مىگويد: «اين احاديث متواترند ومنکرين آنها بدعتگزار وگمراه به حساب مىآيند».( المهدى المنتظر، ص ۵.)
پرسش : آيا اعتقاد به مهدويت مردم را از عمل خير باز مىدارد؟
پاسخ : قبل از هر چيز بايد عقيده به مهدويت وانتظار مهدى موعود (ع) را معنا کرد.
اگر مقصود از عقيده مهدويت آن باشد که انسان به انتظار ظهور کسى بنشيند که به سبب فراگير شدن ظلم با ظهورش به تنهايى همه امور را اصلاح مىکند وما هيچ نقشى در ظهور او نداريم بلکه مىتوانيم با گسترش ظلم در ظهور او تعجيل کنيم، با اين ديدگاه مىتوان گفت که اعتقاد به مهدويت انسان را از عمل خير باز مىدارد.
ولى اگر برداشت ما از اعتقاد به مهدويت عقيده به ظهور کسى است که ما مىتوانيم با زمينه سازى براى او در ظهورش تعجيل کنيم واگر تأخير در آن شده به جهت کوتاهى ما است، نه تنها اين عقيده انسان را از عمل باز نمىدارد بلکه در عمل کردن به خير نيز تشويق خواهد نمود، زيرا منتظران مصلح، خود افرادى صالح هستند. لذا در روايات اسلامى، انتظار فرج از مقوله عمل واز افضل اعمال امّت اسلامى به حساب آمده است.
نوشته شده توسط : آسمون
پرسش : آيا عقيده به منجى ومهدويت عقيدهاى شرقى است؟
پاسخ : فان فلوتن مىگويد: «روحيه شرقى به طور عموم، دنبال کردن اخبار غيبى است. آنان علاقه فراوانى به کشف پردههاى غيبى از آينده مجهول دارند، لذا اعتقاد به خلاصىبخش يا به تعبير آنها منقذ يا... با طبيعت شرقى انس دارد، واين در نتيجه تاريکىهاى جهل واستبداد است که پديد آمده است».( السيادة العربيه، ص 107.)
پاسخ:
1 - اين عقيده تنها از انسانهاى شرقى نيست، بلکه در بين همه اديان ومکاتب وآيينهاى شبه دينى يافت مىشود.
2 - اين عقيده با فطرت انسان عجين است که در همه يکسان است.
3 - همان گونه که اشاره شد، اين عقيده مطابق آيات قرآن وروايات متواتر واجماع مسلمين، بلکه همه اديان ومکاتب فلسفى وغير فلسفى است.
فيلسوف انگليسى «برتراند راسل» مىگويد: «عالم در انتظار مصلحى است که تمام عالم را يکپارچه کرده وآنان را تحت يک پرچم ويک شعار درآورد».( تأثير علم بر اجتماع، ص 56.)
«پرفسور انشتاين» -صاحب نظريه نسبيّت- مىگويد: «روزى که صلح وصفا تمام عالم را فراگيرد ومردم با دوستى وبرادرى با يکديگر زندگى کنند چندان دور نيست».( مفهوم نسبيت، ص 35.)
پرسش : آيا عقيده به مهدويت از جوامع ديگر واز اصول غير اسلامى وارد شده است؟
پاسخ : برخى عقيده مهدويت را عقيدهاى غير اسلامى مىدانند که وارد جامعه اسلامى شده است.
جولد زيهر مىگويد: «بازگشت عقيده به مهدى، از اصول ومبانى غيراسلامى است ودر حقيقت اين عقيده اسطوره واز امور غيرواقعى است».( العقيده والشريعه، ص 218.)
سائح على حسين، نويسنده ليبيايى مىگويد: «عقيده ونظريه غيبت وبازگشت، عقيدهاى است مشترک بين يهود ونصارا، وتأثرپذيرى فکر شيعى از اين دو مصدر بعيد نيست...».( تراثنا وموازين النقد، ص 184.)
دکتر عبدالرحمن بدوى مىگويد: «کعب الاحبار کسى بود که عقيده به مهدى را در بين مسلمين منتشر ساخت».( مذاهب الاسلاميين، ج 2، ص 77ù76.)
پاسخ:
1 - مطابق آنچه در قرآن وروايات متواتر اسلامى وارد شده، عقيده به ظهور مهدى موعود عقيدهاى اصيل واسلامى است که در اديان ديگر نيز به آن اشاره شده است ولذا هرگز نمىتوان آن را اسطوره واز عقايد ساختگى قرار داد.
2 - اين عقيده اختصاص به شيعه ندارد بلکه صحابه به تبع آيات قرآن وروايات نبوى معتقد به اين عقيده بوده ودر طول تاريخ اسلام عموم علماى اسلامى اعم از شيعى وسنّى به اين عقيده معتقد بودهاند.
3 - اشتراک اين عقيده بين يهود ونصارا ومسلمين دليل بر آن نيست که مسلمانان از اديان ديگر گرفتهاند، بلکه دلالت بر آن دارد که موضوع انتظار منجى حقيقى مقتضاى فطرت بشر بوده ولذا در هر دين وآيينى به آن اشاره شده است.
4 - اين کعب الاحبار نبوده که عقيده به مهدويت را در بين جامعه اسلامى منتشر ساخته است بلکه خدا ورسولان او خصوصاً پيامبر اسلام (ص) واهل بيت معصومش اين عقيده را در جامعه منتشر ساختهاند.
پرسش : آيا عقيده به مهدويت ناشى از پياده نشدن حکومت جهانى اسلام بوده است؟
پاسخ : دکتر «سلمان بدور» -رئيس بخش فلسفه در دانشگاه اردن- درباره منشأ رواج پيدا کردن عقيده مهدويت در تاريخ مسلمين مىگويد: «حکومت پيامبر اسلام (ص) صورت مجسم مدينه فاضلهاى بود که اسلام واديان ومکاتب نويد آن را داده بودند. آرزوى بسيارى از مسلمانان اين بود که در همان عصر، اين مدينه فاضله در سرتاسر عالم گسترش پيدا کند، ولى اين آرزو تحقق نيافت، امّا هرگز از ذهن متفکّرين اسلامى خصوصاً جامعه شيعه امامى بيرون نرفت».( دراسة عن الفرق فى تاريخ المسلمين، احمد محمّد جلّى، ص 222.)
پاسخ: گرچه اسلام در عصر رسول اکرم (ص) بر تمام عالم گسترش پيدا نکرد، ولى؛ اولاً: خبر اسلام ودعوت آن به گوش غالب بلاد اسلامى رسيد وشخص رسول اکرم (ص) مردم عالم را به اسلام دعوت نمود.
ثانياً: خود قرآن وشخص پيامبر اکرم (ص) خبر از تحقق اسلام در سطح گسترده ودر تمام روى زمين داده است، نه اينکه مسلمانان بعد از يأس از فراگيرى اسلام به اين عقيده روى آورده باشند.
دکتر عبدالجبار شراره مىگويد: «آنچه جاى تعجب است اينکه برخى از مدعيان علم ومعرفت از قديم الايام ودر اين زمان درصدد ايجاد تشکيک در جامعه اسلامى برآمده وموجبات تشويش افکار جامعه را فراهم کردهاند، واين تنها به جهت قصور فهم آنان از درک اسرار اين عقيده (مهدويت) ومقاصد عالى آن است، ويا اينکه اسباب واغراض ديگرى دارند که ما از آن آگاهى نداريم. از جمله اين افراد، مستشرقين وشاگردان آنانند از قبيل: «جولد زيهر»، «فلهاوزن»، «فان فلوتن»، «مکدونالد»، «برنارد لويس»، «مونتگرى»، «وات وماسينيون» وديگران از کسانى که از افکار مستشرقين پيروى کردهاند، با وجود آنکه ادعاى مسلمان بودن دارند. وخوشبختانه هيچ گونه دليل بر مدعاى خود ندارند، بلکه دليل بر خلاف مدعاى آنان دلالت دارد. ونيز برهان آشکار وقطعى بر صحت عقيده مهدويت قائم است، زيرا به طور متواتر ثابت شده که در آخرالزمان، مهدى (ع) ظهور خواهد کرد، همان گونه که جماعتى از اهل سنّت از قبيل برزنجى وشوکانى وديگران بر تواتر آن تأکيد دارند...».( بحث حول المهدى، ص 17.)
نوشته شده توسط : آسمون
پاسخ :رشيد رضا واستاد سائح مغربى به جهت تشکيک وتضعيف احاديث مهدويت ادعاى تعارض آن احاديث را نمودهاند.
سيد رشيد رضا مى گويد: «تعارض در احاديث مهدى اقوى واظهر وجمع بين آنهإدشوارتر است». آن گاه از باب مثال به اختلاف در اسم او واينکه حسنى است يا حسينى، عباسى است يا علوى وديگر جهات اشاره مىکند».( تفسير المنار، ج 9، ص ۵01-۴99 ؛ تراثنا وموازين النقد، ص 187.)
پاسخ: اوّلاً: اختلاف، مقتضاى طبيعت تفصيل قضاياى ثابت است، لذا استدلال به اختلاف تفاصيل يک قضيه بر عدم ثبوت آن، مغالطهاى بيش نيست، ودر غير اين صورت نمى توان هيچ مسأله اعتقادى را اثبات نمود، زيرا تمام مسائل، مورد اختلاف واقع شدهاند.
ثانياً: در هر يک از مسائل مورد اختلاف، قول حق به اثبات رسيده است، ولذا در هيچ مسأله اى ترديد وجود ندارد.
پرسش
: آيا احاديث مهدويت تنها از طرق شيعه بوده ودر سند همه آنها شيعه وجود دارد؟
دکتر بستوى بعد از نقل اين اشکال در پاسخ به آن مى گويد: «معيار در قبول روايت راوى عدالت وضابط بودن اوست با قطع نظر از اينکه عقيده او چيست، مگر آنکه از اسلام خارج شده باشد. اين روش بسيارى از علماى قديم وجديد است. آن گاه از على بن مدينى نقل مى کند که اگر روايات اهل کوفه به جهت تشيع ترک شود کتابها ضايع شده ومذهب از هم خواهد پاشيد».( المهدى المنتظر فى الاحاديث الصحيحة، ص 380.)
او همچنين مى گويد: «در عين حال مدار در روايات مهدى بر کسانى که منسوب به تشيعند نيست. يعنى چه بسيار از کسانى که هيچ نسبت به تشيع ندارند ولى در عين حال اين احاديث را نقل کرده اند. او در آخر بحث خود مى گويد: «تا به اينجا به دست آمد که بيشتر روايات ثابت در امر مهدى در سندهايش فرد شيعى وجود ندارد، ورواياتى که اين چنين است غالباً شواهدى از طرق ديگر دارد، لذا شبهه از اين جهت زايل مىگردد».( همان.)
پرسش
: آيا پديد آمدن مدعيان مهدويت از آثار سوء اعتقاد به مهدويت است؟نوشته شده توسط : آسمون
در تاريخ آمده است، معاويه به جماعتى از بنى هاشم خطاب کرده گفت: «اينکه شما گمان مى کنيد پادشاهى هاشمى ومهدى قائم از آن شما است عقيدهاى باطل است، بلکه مهدى همان عيسى بن مريم است. امر خلافت به دست ما است تا آن را به او تسليم کنيم».( بحارالأنوار، ج 33، ص 2۵۶.)
ابن عباس از جمله کسانى بود که در آن جلسه حضور داشت، او در مقابل اين تحريف تاريخى وبازى کردن با عقيده اسلامى سخت ايستاده، به معاويه گفت: «...امّا اينکه گفتى ما گمان داريم که براى ما حکومتى است که مهدى حاکم آن است، جواب آن اين است که گمان، شرک است همان گونه که خداوند متعال مى فرمايد: «زَعَمَ الَّذِينَ کَفَرُوا أَنْ لَنْ يُبْعَثُوا»، در حالى که همه شهادت مىدهند که براى ما ملک وحکومتى نمى شوند».( سوره تغابن، آيه 7، «کافران پنداشتهاند که هرگز برانگيخته نمي شوند)
است. اگر از عمر دنيا يک روز باقى باشد خداوند متعال کسى را از ما مىفرستد تا زمين را پر از عدل وداد کند همان گونه که پر از ظلم وجور شده باشد.
وامّا اينکه مى گويى: مهدى همان عيسى بن مريم است، عيسى کسى است که براى مقابله با دجّال فرستاده مىشود، وهر گاه دجال او را ببيند نابود مىشود، ولى امام از ما کسى است که عيسى بن مريم به او اقتدا کرده ونماز مىخواند...».( بحارالأنوار، ج 33، ص 2۵7.)
پرسش
: آيا کسى از علماى اهل سنّت، منکر احاديث مهدويت شده است؟پرسش
: چرا بخارى ومسلم احاديث مهدويت را در صحاح خود ذکر نکرده اند؟
ادامه مطلب... نوشته شده توسط : آسمون
نوشته شده توسط : آسمون
( المهدى المنتظر، دکتر عداب محمود محش، ص 21۴. )
بحث از مهدويت در اين عصر وزمان آثار وفوايدى دارد که به برخى از آنها اشاره مىکنيم:
1 - آرمان قيام وانقلاب مهدى (ع) يک فلسفه بزرگ اجتماعى، اسلامى است. اين آرمان بزرگ گذشته از اينکه الهام بخش ايده وراهگشاى به سوى آينده است، آينه بسيار مناسبى است براى شناخت آرمانهاى اسلامى.
( قيام وانقلاب مهدى از ديدگاه فلسفه تاريخ، شهيد مطهرى؛، ص ۵7. )
نوشته شده توسط : آسمون