خداوند متعال، دوست دارد که بنده اش را درجستجوي مال حلال، خسته ببيند . [رسول خدا صلي الله عليه و آله]

پرسش : عناصر تشکيل دهنده انتظار چيست؟
پاسخ : انتظار ظهور منجى هيچ گاه به حقيقت نمىپيوندد مگر در صورتى که سه عنصر اساسى در آن محقّق گردد:
1 - عنصر عقيدتى: شخص منتظر بايد ايمان راسخى به حتمى بودن ظهور منجى ونجاتبخشى او داشته باشد.
2 - عنصر نفسانى: زيرا شخص منتظر بايد در حالت آمادگى دائمى به سر ببرد.
3 - عنصر عملى وسلوکى: شخص منتظر بايد به قدر استطاعت خود در سلوک ورفتارش زمينههاى اجتماعى وفردى را براى ظهور منجى فراهم نمايد.
با نبود هر يک از اين سه عنصر اساسى، انتظار حقيقتاً معنا پيدا نمىکند.
پرسش : چه نوع انتظارى راجح است؟
پاسخ : انتظار فرج بر دو گونه است:
1 - انتظارى که سازنده است، تحّرک بخش است، تعهّدآور است، عبادت بلکه با فضيلتترين عبادات است.
از مجموعه آيات وروايات اسلامى استفاده مىشود که ظهور مهدى موعود (ع) حلقهاى است از حلقات مبارزه اهل حق واهل باطل که به پيروزى نهايى اهل حق منتهى مىشود. سهيم بودن يک فرد در اين سعادت موقوف به اين است که آن فرد عملاً در گروه اهل حقّ باشد. امامان ورهبران معصوم الهى به طور روشن وصريح با ارائه تصويرى مناسب از انتظار، روى برداشت درست وصحيح از مفهوم آن تکيه داشتهاند وانتظار را از مقوله عمل به حساب آوردهاند، ولذا پيامبر (ص) مىفرمايد: «أفضل أعمال أُمّتى انتظار الفرج»؛ «افضل اعمال امت من انتظار فرج است.»( کمال الدين، ص 644، ح 3.)
ونيز در روايتى ديگر از امام صادق (ع) مىخوانيم: «أفضل الأعمال انتظار الفرج من اللَّه»؛ «بزرگترين اعمال انتظار فرج از خداست.»( بحارالأنوار، ج 75، ص 208، ح 77.)
اهميت آمادگى وزمينهسازى را مىتوان در پيام امام صادق (ع) يافت که فرمود: «ليعدنّ أحدکم لخروج القآئم ولو سهماً»؛ «بايد هرکدام از شما براى خروج قائم آمادگى پيدا کند اگرچه با تهيه کردن يک تير باشد.»( بحارالأنوار، ج 52، ص 366، ح 146.)
2 - انتظارى که ويرانگر است، بازدارنده است، فلج کننده است ونوعى اباحىگرى است. برداشت قشرى مردم از مهدويت وقيام وانقلاب مهدى (ع) اين است که صرفاً ماهيت انفجارى دارد. فقط وفقط از گسترش واشاعه ورواج ظلمها وتبعيضها واختناقها وحقکشىها ناشى مىشود، آن گاه که صلاح به نقطه صفر برسد و حقّ وحقيقت هيچ طرفدارى نداشته باشد.
اين نوع برداشت، از آن جهت که با اصلاحات مخالف است وفسادها وتباهىها را به عنوان مقدمه يک انفجار مقدّس وموجّه مىشمارد، بايد «شبه ديالکتيکى» خوانده شود، با اين تفاوت که در تفکر ديالکتيکى با اصلاحات از آن جهت مخالفت مىشود وتشديد نابسامانىها از آن جهت داده مىشود که شکاف وسيعتر شود و مبارزه پيگيرتر وداغتر گردد. ولى اين تفکّر عاميانه فاقد اين مزيّت است، فقط به فساد وتباهى فتوا مىدهد که خود به خود منجرّ به نتيجه مطلوب بشود.
اين نوع برداشت از ظهور وقيام مهدى موعود، واين نوع انتظار فرج که منجرّ به نوعى تعطيل در حدود ومقرّرات اسلامى مىشود ونوعى اباحىگرى بايد شمرده شود به هيچ وجه با موازين اسلامى وقرآنى وفق نمىدهد.
نوشته شده توسط : آسمون
انتظار، کيفيتى روحى است که موجب به وجود آمدن حالت آمادگى است براى آنچه انتظار دارند، وضدّ آن يأس ونااميدى است. هر چه انتظار بيشتر باشد آمادگى بيشتر است. اگر انسان، مسافرى داشته باشد که چشم به راه آمدن او است، هر چه زمان رسيدن او نزديکتر گردد آمادگى براى آمدنش فزونى مىيابد. حالت انتظار، گاهى به پايهاى مىرسد که خواب را از چشم مىگيرد، چنان که درجات انتظار از اين نظر تفاوت مىکند، همچنين از نظر حبّ ودوستى نسبت به آنچه را انتظار دارد تفاوت دارد. هر چه عشق به «منتظر» افزون باشد آمادگى براى فرا رسيدن محبوب افزون مىگردد ودير آمدن وفراق محبوب دردناک مىگردد، تا بدانجا که انسان منتظر از خود بىخود مىشود ودردها وسختىهاى دردآور ومشکلات سخت خود را در راه محبوب حس نمىکند.
پرسش : انتظار چه ويژگىهاى خاصى دارد؟
پاسخ : انتظار، در درجه نخست ويژه حيات وزندگى است. ماهيّت زندگى انسان با انتظار واميد به آينده عجين شده است به گونهاى که بدون انتظار، زندگى مفهومى ندارد وشور ونشاط لازم براى تداوم آن در کار نيست. حيات حاضر وکنونى ظرف پويايى، تلاش وحرکت به سوى فردا وفرداهاست، واين چنين پويايى وحرکتى بدون عنصر «انتظار» ممکن نيست؛ زيرا احتمال معقول بقا وپايدارى واميد به تداوم حيات است که به زندگى کنونى معنا ومفهوم مىبخشد، وپويايى ونيروى لازم براى ادامه آن را تأمين مىکند. از اين رو است که ماهيّت زندگى با انتظار پيوستگى ناگسستنى دارد.
هر انسان زندهاى که در انتظارهاى خويش، به تداوم حيات مىانديشد وبقاى خويش را انتظار دارد، تمام حرکت وسکون خود را در راستاى اين انتظار ودر جهت متناسب با تداوم حيات قرار مىدهد.
ولذا در روايات اسلامى مىبينيم که انتظار فرج از افضل اعمال امت پيامبر شمرده شده است. يعنى ويژگى انتظار در عمل در راه رسيدن به حيات است. شايد يکى از علل اين گونه آموزشها اين بوده است که پيروان امام مهدى (ع) بکوشند تا خود را به امامشان نزديک کنند ومانند او بينديشند وامت با امام در انتظار به سر برند، زيرا امام نيز در انتظار ظهور خود به سر مىبرد.
در حالت انتظار، بهترين شيوه پيوند وهمسويى وهمدلى با امام نهفته است، وغفلت از انتظار ومعناى صحيح آن باعث بىخبرى وبىاحساسى نسبت به سوزها وشورهاى امام موعود است. شايد در دوران غيبت، انتظار راستين براى فرج، يعنى حضور امام در جامعه انسانى، نخستين راه بيعت وهمپيمانى با امام موعود باشد؛ زيرا انتظار حضور در متن جريانها وحوادث پيش از ظهور است ومايه يادآورى هدفها وآرمانهاى امام موعود وزمينه آگاهى وهوشيارى هميشگى است. ودر حال انتظار نبودن به معناى غفلت وبىخبرى وبىاحساسى وبىتفاوتى نسبت به حوادث پيش از ظهور واصل ظهور است.
جامعه منتظر، هر حادثهاى هر چند عظيم وويرانگر، وهر عاملى هر چند بازدارنده ويأس آفرين، او را از تحقق هدفهاى مورد انتظار مأيوس نمىکند ودر راه آن هدفها از پويايى وتلاش باز نمىايستد، وهمواره به امام خود اقتدا مىکند.
امامى که در برابر مشکلات شکننده وحوادث کوبنده قرنها وعصرها استوار ونستوه ايستاده است وذرهاى در اصالت راه وکار خود ترديد نکرده است.
حضرت مهدى (ع) فرمود: «...لأنّ اللَّه معنا ولا فاقة بنا إلى غيره، والحق معنا فلن يوحشنا من قعد عنّا»؛ «...چون خدا با ما است، نيازى به ديگرى نيست، حقّانيت با ما مىباشد و کنارهگيرى عدهاى از ما هرگز سبب وحشت ما نخواهد شد.»( الغيبة، طوسى، ص 285، ح 245 ؛ احتجاج، ج 2، ص 278 ؛ بحارالأنوار، ج 53، ص 178، ح 9.)
آرى! امام مهدى (ع) در چنين انتظارى به سر مىبرد وبا چنين ايمانى در اين شب يلداى زندگى، استوار وتزلزلناپذير ايستاده است وجامعه «منتظر» وامت چشم به راه نيز بايد اين ويژگىها را در امام موعود و«منتظر» خويش، نيک بشناسد، وتا حدّ امکان مانند خود او در انتظار باشد.
نوشته شده توسط : آسمون
عدل عالمگير، عدل بعدى است :
عدل دولت بر ملت ؛ عدل ملت بر ملت ؛ عدل ملت بر دولت .
عدل دولت بر ملت ، عبارت است از عدل تخلف از قانون ، که فاقد زورگويى و استثمار ملى خواهد بود و قانونش قانونى است که به تصويب الهى رسيده باشد؛ خدايى که همه افراد بشر را مى شناسد و به خصوصيات همگان آگاه است .
عدل دولت بر ملت ، مانند حکومت على عليه السّلام . ولى حکومت آن حضرت پايدار نماند. چون فاقد بعد سوم بود که عدل ملت بر دولت باشد.
آيا ناکثين و قاسطين و مارقين ، عدالت پيشه بودند؟!
آيا اهل کوفه ، با على عليه السّلام به عدالت رفتار کردند؟ و رهنماييهاى حضرتش را براى جنگ و صلح به کار بستند؟
عدل ملت بر ملت ، وقتى محقق مى شود که ظلم و ستم شخصى از ميان افراد ملت بيرون رود. عدل ملت بر ملت بر قرارى راستگويى و درستکارى در ميان خود افراد است که هيچ يک از آنها در نهان و آشکار به دگرى ظلمى نکند و ستمى روا ندارد. اين است تکامل ملى و رشد افراد.
اين وقت است که قوه قضاييه از کار مى افتد و درهاى دادگسترى بسته مى شود. اين حکومت ، ازلى نيست ، ولى ابدى و جاودان خواهد بود و تا جهان بر پاست و بشر بر گستره زمين ، قدم بر مى دارد، اين حکومت باقى خواهد بود. آرى ، عدل عالمگير ازلى نيست ، ولى ابدى است .
در اين حکومت ، مرزهاى مصنوعى جغرافيايى که دولتها تاءسيس کرده اند، برداشته مى شود و حکومتهاى نژادى و منطقه اى - به هر شکلى که باشند - از ميان مى روند. ديکتاتورى سياه ، ديکتاتورى سرخ ، حکومت اکثريت به نام دموکراسى ، در اين حکومت حل مى شوند. آنچه که بايستى به سراغش رفت ، بعد سوم عدالت است که عدل ملت بر ملت باشد؛ يعنى گسترش عدل در ميان خلق و آن در صورتى است که وجدان انسانى فرد بر او قاضى و حاکم باشد و خود، پليس خود باشد تا از ارتکاب جرم و گناه دورى کند و اين حقيقت بجز ايمان به خدا، راه دگرى ندارد.
خداى عادل روز واپسين را در انتظار نيکوکاران و گنهکاران قرار داده است ، و مقصود از حکومت مذهب همين است و جز اين نيست که پايه اش بر بعدهاى سه گانه عدالت بر قرار باشد و پايه آن بر ايمان بر مبداء و معاد.
حکومت مذهب ، حکومت خود است بر خود، و دمکراتيک ترين حکومتهاست چنانچه در حکومت حضرت على ديده شد. لازم نيست که بعد سوم عدالت همگانى شود و همه افراد بشر چنان باشند. همان اندازه که بخشى از مردم چنين شدند و شماره آنها به عددى برسد که بتوانند پرچم عدل را در زير سايه حاکمى عادل در اهتزاز در آورند، آغاز عدل عالمگير در جهان بشريت خواهد بود.
حضرت مهدى ، پرچم عدل را در جهان خواهد بر افراشت و خوشبختى و آسايش همگانى خلق جهان را براى هميشه ، تاءمين خواهد کرد.
و آن وقتى است که شماره ياران با وفايش به عددى که مورد احتياج است برسد و مردانى نيکوکار در زير سايه بزرگمردى بزرگوار قرار گيرند.
نوشته شده توسط : آسمون