<?xml version="1.0" encoding="UTF-8" standalone="yes" ?>
<?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:openSearch="http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/">
<id>http://mahezamin.ParsiBlog.com</id>
	<title mode="escaped" type="text">طبيب عشق....</title>
	<link href="http://mahezamin.ParsiBlog.com" rel="alternate" type="text/html"/>
	<generator uri="http://www.ParsiBlog.com" version="3.50">ParsiBlog.com ATOM Generator</generator>
	<updated>Wed, 20 Aug 2008 11:36:55 GMT</updated>
	<author><name>آسمون</name></author>

	<openSearch:totalResults>7</openSearch:totalResults>
	<openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex>
	<openSearch:itemsPerPage>7</openSearch:itemsPerPage>

<entry>
<id>tag:mahezamin.ParsiBlog.com/619902.htm</id>
<updated>Sun, 17 Aug 2008 08:24:00 GMT</updated>
<title type="text">انتظار فرج2</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN class=bookprop&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;پرسش : عناصر تشکيل دهنده انتظار چيست؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;BR&gt;پاسخ : انتظار ظهور منجى هيچ گاه به حقيقت نمى‏پيوندد مگر در صورتى که سه عنصر اساسى در آن محقّق گردد:&lt;BR&gt;1 - عنصر عقيدتى: شخص منتظر بايد ايمان راسخى به حتمى بودن ظهور منجى ونجات‏بخشى او داشته باشد.&lt;BR&gt;2 - عنصر نفسانى: زيرا شخص منتظر بايد در حالت آمادگى دائمى به سر ببرد.&lt;BR&gt;3 - عنصر عملى وسلوکى: شخص منتظر بايد به قدر استطاعت خود در سلوک ورفتارش زمينه‏هاى اجتماعى وفردى را براى ظهور منجى فراهم نمايد.&lt;BR&gt;با نبود هر يک از اين سه عنصر اساسى، انتظار حقيقتاً معنا پيدا نمى‏کند.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN class=bookprop&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;پرسش : چه نوع انتظارى راجح است؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;BR&gt;پاسخ : انتظار فرج بر دو گونه است:&lt;BR&gt;1 - انتظارى که سازنده است، تحّرک بخش است، تعهّدآور است، عبادت بلکه با فضيلت‏ترين عبادات است.&lt;BR&gt;از مجموعه آيات وروايات اسلامى استفاده مى‏شود که ظهور مهدى موعود (ع) حلقه‏اى است از حلقات مبارزه اهل حق واهل باطل که به پيروزى نهايى اهل حق منتهى مى‏شود. سهيم بودن يک فرد در اين سعادت موقوف به اين است که آن فرد عملاً در گروه اهل حقّ باشد. امامان ورهبران معصوم الهى به طور روشن وصريح با ارائه تصويرى مناسب از انتظار، روى برداشت درست وصحيح از مفهوم آن تکيه داشته‏اند وانتظار را از مقوله عمل به حساب آورده‏اند، ولذا پيامبر (ص) مى‏فرمايد: «أفضل أعمال أُمّتى انتظار الفرج»؛ «افضل اعمال امت من انتظار فرج است.»( کمال الدين، ص 644، ح 3.)&lt;BR&gt;ونيز در روايتى ديگر از امام صادق (ع) مى‏خوانيم: «أفضل الأعمال انتظار الفرج من اللَّه»؛ «بزرگ‏ترين اعمال انتظار فرج از خداست.»( بحارالأنوار، ج 75، ص 208، ح 77.)&lt;BR&gt;اهميت آمادگى وزمينه‏سازى را مى‏توان در پيام امام صادق (ع) يافت که فرمود: «ليعدنّ أحدکم لخروج القآئم ولو سهماً»؛ «بايد هرکدام از شما براى خروج قائم آمادگى پيدا کند اگرچه با تهيه کردن يک تير باشد.»( بحارالأنوار، ج 52، ص 366، ح 146.)&lt;BR&gt;2 - انتظارى که ويرانگر است، بازدارنده است، فلج کننده است ونوعى اباحى‏گرى است. برداشت قشرى مردم از مهدويت وقيام وانقلاب مهدى (ع) اين است که صرفاً ماهيت انفجارى دارد. فقط وفقط از گسترش واشاعه ورواج ظلم‏ها وتبعيض‏ها واختناق‏ها وحق‏کشى‏ها ناشى مى‏شود، آن گاه که صلاح به نقطه صفر برسد و حقّ وحقيقت هيچ طرفدارى نداشته باشد.&lt;BR&gt;اين نوع برداشت، از آن جهت که با اصلاحات مخالف است وفسادها وتباهى‏ها را به عنوان مقدمه يک انفجار مقدّس وموجّه مى‏شمارد، بايد «شبه ديالکتيکى» خوانده شود، با اين تفاوت که در تفکر ديالکتيکى با اصلاحات از آن جهت مخالفت مى‏شود وتشديد نابسامانى‏ها از آن جهت داده مى‏شود که شکاف وسيع‏تر شود و مبارزه پيگيرتر وداغ‏تر گردد. ولى اين تفکّر عاميانه فاقد اين مزيّت است، فقط به فساد وتباهى فتوا مى‏دهد که خود به خود منجرّ به نتيجه مطلوب بشود.&lt;BR&gt;اين نوع برداشت از ظهور وقيام مهدى موعود، واين نوع انتظار فرج که منجرّ به نوعى تعطيل در حدود ومقرّرات اسلامى مى‏شود ونوعى اباحى‏گرى بايد شمرده شود به هيچ وجه با موازين اسلامى وقرآنى وفق نمى‏دهد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN class=bookprop&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Arial; mso-fareast-font-family: &quot;Times New Roman&quot;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;پرسش : انتظار، چه تأثيرى در بعد اجتماعى دارد؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Arial; mso-fareast-font-family: &quot;Times New Roman&quot;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&lt;BR&gt;پاسخ : انتظار در ابعاد گوناگون حيات انسانى آثار ژرف مى‏گذارد، وبيشترين اثرگذارى آن در بعد تعهدها ومسئوليّت‏هاى اجتماعى واحساس ديگرخواهى واحسان دوستى عينيت مى‏يابد؛ زيرا که در مفهوم انتظار، انسان‏گرايى نهفته است. انسان منتظر پيوندى ناگسستنى با هدف‏ها وآرمان‏هاى امام منتظَر وموعود خود دارد ودر آن راستا گام بر مى‏دارد وهمسان وهمسوى آن اهداف وآرمان‏ها حرکت مى‏کند وهمه جهت‏گيرى‏ها وگرايش‏ها وگزينش‏هايش در آن چارچوب قرار مى‏گيرد. امام موعود، غمگسار راستين غمزدگان ويار وياور واقعى مظلومان وحامى حقيقى مستضعفان است.&lt;BR&gt;پس جامعه منتظر وانسان‏هاى داراى خصلت انتظار بايد در زمينه خواست‏ها وهدف‏هاى امامشان عمل کنند وبه يارى انسان‏هاى مظلوم ومحروم بشتابند ودل آزردگان را مرهم نهند ودشوارى‏ها ومشکلات مردم را تا حدّ توان، طبق خواسته ورضاى امامشان برطرف سازند. واگر چنين شد در قلمروجامعه منتظر، محروم وتهيدست وبيمار بى درمان ودلتنگ وافسرده واندوهگين وگرفتار باقى نخواهد ماند.&lt;BR&gt;شايد يکى از معانى برخى از احاديث درباره انتظار فرج که گفته‏اند: «انتظار فرج خود فرج است» همين معنا باشد که جامعه منتظر اگر انتظارى راستين وصادقانه داشته باشد دست‏کم در حوزه خود، مشکلات ونابسامانى‏هاى مردم را برطرف مى‏کند وخواسته‏ها وآرمان‏هاى امام موعود را در محيط خويش تحقق مى‏بخشد؛ لذا امام رضا (ع) فرمود: «... انتظار الفرج من الفرج»؛ «...انتظار فرج جزء فرج است.»( بحارالأنوار، ج 52، ص 131، ح 29.)&lt;/SPAN&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://mahezamin.ParsiBlog.com/619902.htm" title="انتظار فرج2" type="text/html" />
<author><name>آسمون</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:mahezamin.ParsiBlog.com/616083.htm</id>
<updated>Wed, 13 Aug 2008 10:51:00 GMT</updated>
<title type="text">انتظار فرج</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&amp;nbsp;انتظار، کيفيتى روحى است که موجب به وجود آمدن حالت آمادگى است براى آنچه انتظار دارند، وضدّ آن يأس ونااميدى است. هر چه انتظار بيشتر باشد آمادگى بيشتر است. اگر انسان، مسافرى داشته باشد که چشم به راه آمدن او است، هر چه زمان رسيدن او نزديک‏تر گردد آمادگى براى آمدنش فزونى مى‏يابد. حالت انتظار، گاهى به پايه‏اى مى‏رسد که خواب را از چشم مى‏گيرد، چنان که درجات انتظار از اين نظر تفاوت مى‏کند، همچنين از نظر حبّ ودوستى نسبت به آنچه را انتظار دارد تفاوت دارد. هر چه عشق به «منتظر» افزون باشد آمادگى براى فرا رسيدن محبوب افزون مى‏گردد ودير آمدن وفراق محبوب دردناک مى‏گردد، تا بدانجا که انسان منتظر از خود بى‏خود مى‏شود ودردها وسختى‏هاى دردآور ومشکلات سخت خود را در راه محبوب حس نمى‏کند.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN class=bookprop&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;پرسش : انتظار چه ويژگى‏هاى خاصى دارد؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;BR&gt;پاسخ : انتظار، در درجه نخست ويژه حيات وزندگى است. ماهيّت زندگى انسان با انتظار واميد به آينده عجين شده است به گونه‏اى که بدون انتظار، زندگى مفهومى ندارد وشور ونشاط لازم براى تداوم آن در کار نيست. حيات حاضر وکنونى ظرف پويايى، تلاش وحرکت به سوى فردا وفرداهاست، واين چنين پويايى وحرکتى بدون عنصر «انتظار» ممکن نيست؛ زيرا احتمال معقول بقا وپايدارى واميد به تداوم حيات است که به زندگى کنونى معنا ومفهوم مى‏بخشد، وپويايى ونيروى لازم براى ادامه آن را تأمين مى‏کند. از اين رو است که ماهيّت زندگى با انتظار پيوستگى ناگسستنى دارد.&lt;BR&gt;هر انسان زنده‏اى که در انتظارهاى خويش، به تداوم حيات مى‏انديشد وبقاى خويش را انتظار دارد، تمام حرکت وسکون خود را در راستاى اين انتظار ودر جهت متناسب با تداوم حيات قرار مى‏دهد.&lt;BR&gt;ولذا در روايات اسلامى مى‏بينيم که انتظار فرج از افضل اعمال امت پيامبر شمرده شده است. يعنى ويژگى انتظار در عمل در راه رسيدن به حيات است. شايد يکى از علل اين گونه آموزش‏ها اين بوده است که پيروان امام مهدى (ع) بکوشند تا خود را به امامشان نزديک کنند ومانند او بينديشند وامت با امام در انتظار به سر برند، زيرا امام نيز در انتظار ظهور خود به سر مى‏برد.&lt;BR&gt;در حالت انتظار، بهترين شيوه پيوند وهمسويى وهمدلى با امام نهفته است، وغفلت از انتظار ومعناى صحيح آن باعث بى‏خبرى وبى‏احساسى نسبت به سوزها وشورهاى امام موعود است. شايد در دوران غيبت، انتظار راستين براى فرج، يعنى حضور امام در جامعه انسانى، نخستين راه بيعت وهم‏پيمانى با امام موعود باشد؛ زيرا انتظار حضور در متن جريان‏ها وحوادث پيش از ظهور است ومايه يادآورى هدف‏ها وآرمان‏هاى امام موعود وزمينه آگاهى وهوشيارى هميشگى است. ودر حال انتظار نبودن به معناى غفلت وبى‏خبرى وبى‏احساسى وبى‏تفاوتى نسبت به حوادث پيش از ظهور واصل ظهور است.&lt;BR&gt;جامعه منتظر، هر حادثه‏اى هر چند عظيم وويرانگر، وهر عاملى هر چند بازدارنده ويأس آفرين، او را از تحقق هدف‏هاى مورد انتظار مأيوس نمى‏کند ودر راه آن هدف‏ها از پويايى وتلاش باز نمى‏ايستد، وهمواره به امام خود اقتدا مى‏کند.&lt;BR&gt;امامى که در برابر مشکلات شکننده وحوادث کوبنده قرن‏ها وعصرها استوار ونستوه ايستاده است وذره‏اى در اصالت راه وکار خود ترديد نکرده است.&lt;BR&gt;حضرت مهدى (ع) فرمود: «...لأنّ اللَّه معنا ولا فاقة بنا إلى غيره، والحق معنا فلن يوحشنا من قعد عنّا»؛ «...چون خدا با ما است، نيازى به ديگرى نيست، حقّانيت با ما مى‏باشد و کناره‏گيرى عده‏اى از ما هرگز سبب وحشت ما نخواهد شد.»( الغيبة، طوسى، ص 285، ح 245 ؛ احتجاج، ج 2، ص 278 ؛ بحارالأنوار، ج 53، ص 178، ح 9.)&lt;BR&gt;آرى! امام مهدى (ع) در چنين انتظارى به سر مى‏برد وبا چنين ايمانى در اين شب يلداى زندگى، استوار وتزلزل‏ناپذير ايستاده است وجامعه «منتظر» وامت چشم به راه نيز بايد اين ويژگى‏ها را در امام موعود و«منتظر» خويش، نيک بشناسد، وتا حدّ امکان مانند خود او در انتظار باشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://mahezamin.ParsiBlog.com/616083.htm" title="انتظار فرج" type="text/html" />
<author><name>آسمون</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:mahezamin.ParsiBlog.com/612148.htm</id>
<updated>Sat, 09 Aug 2008 09:36:00 GMT</updated>
<title type="text">نظريه مهدي5</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;عدل عالمگير، عدل بعدى است :&lt;BR&gt;عدل دولت بر ملت ؛ عدل ملت بر ملت ؛ عدل ملت بر دولت .&lt;BR&gt;عدل دولت بر ملت ، عبارت است از عدل تخلف از قانون ، كه فاقد زورگويى و استثمار ملى خواهد بود و قانونش قانونى است كه به تصويب الهى رسيده باشد؛ خدايى كه همه افراد بشر را مى شناسد و به خصوصيات همگان آگاه است .&lt;BR&gt;عدل دولت بر ملت ، مانند حكومت على عليه السّلام . ولى حكومت آن حضرت پايدار نماند. چون فاقد بعد سوم بود كه عدل ملت بر دولت باشد.&lt;BR&gt;آيا ناكثين و قاسطين و مارقين ، عدالت پيشه بودند؟!&lt;BR&gt;آيا اهل كوفه ، با على عليه السّلام به عدالت رفتار كردند؟ و رهنماييهاى حضرتش را براى جنگ و صلح به كار بستند؟&lt;BR&gt;عدل ملت بر ملت ، وقتى محقق مى شود كه ظلم و ستم شخصى از ميان افراد ملت بيرون رود. عدل ملت بر ملت بر قرارى راستگويى و درستكارى در ميان خود افراد است كه هيچ يك از آنها در نهان و آشكار به دگرى ظلمى نكند و ستمى روا ندارد. اين است تكامل ملى و رشد افراد.&lt;BR&gt;اين وقت است كه قوه قضاييه از كار مى افتد و درهاى دادگسترى بسته مى شود. اين حكومت ، ازلى نيست ، ولى ابدى و جاودان خواهد بود و تا جهان بر پاست و بشر بر گستره زمين ، قدم بر مى دارد، اين حكومت باقى خواهد بود. آرى ، عدل عالمگير ازلى نيست ، ولى ابدى است .&lt;BR&gt;در اين حكومت ، مرزهاى مصنوعى جغرافيايى كه دولتها تاءسيس كرده اند، برداشته مى شود و حكومتهاى نژادى و منطقه اى - به هر شكلى كه باشند - از ميان مى روند. ديكتاتورى سياه ، ديكتاتورى سرخ ، حكومت اكثريت به نام دموكراسى ، در اين حكومت حل مى شوند. آنچه كه بايستى به سراغش رفت ، بعد سوم عدالت است كه عدل ملت بر ملت باشد؛ يعنى گسترش عدل در ميان خلق و آن در صورتى است كه وجدان انسانى فرد بر او قاضى و حاكم باشد و خود، پليس خود باشد تا از ارتكاب جرم و گناه دورى كند و اين حقيقت بجز ايمان به خدا، راه دگرى ندارد.&lt;BR&gt;خداى عادل روز واپسين را در انتظار نيكوكاران و گنهكاران قرار داده است ، و مقصود از حكومت مذهب همين است و جز اين نيست كه پايه اش بر بعدهاى سه گانه عدالت بر قرار باشد و پايه آن بر ايمان بر مبداء و معاد.&lt;BR&gt;حكومت مذهب ، حكومت خود است بر خود، و دمكراتيك ترين حكومتهاست چنانچه در حكومت حضرت على ديده شد. لازم نيست كه بعد سوم عدالت همگانى شود و همه افراد بشر چنان باشند. همان اندازه كه بخشى از مردم چنين شدند و شماره آنها به عددى برسد كه بتوانند پرچم عدل را در زير سايه حاكمى عادل در اهتزاز در آورند، آغاز عدل عالمگير در جهان بشريت خواهد بود.&lt;BR&gt;حضرت مهدى ، پرچم عدل را در جهان خواهد بر افراشت و خوشبختى و آسايش همگانى خلق جهان را براى هميشه ، تاءمين خواهد كرد.&lt;BR&gt;و آن وقتى است كه شماره ياران با وفايش به عددى كه مورد احتياج است برسد و مردانى نيكوكار در زير سايه بزرگمردى بزرگوار قرار گيرند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;پايان&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://mahezamin.ParsiBlog.com/612148.htm" title="نظريه مهدي5" type="text/html" />
<author><name>آسمون</name></author>
</entry>

</feed>